رحـم کن
جمعه دوازدهم تیر 1388

رحـم کن یارا مـرا تنــها گذار
عشق را از سینه ی من دور دار
بس کن از این عشق ویاری ها سخن
بعد از این حرفی ز عشق خود مزن
رویش صد غصه را در دل ببین
شاخه ی این غصه را از دل بچین
یادت از این دل چه سان بیرون دهم
با چه تدبیری ز یادت می رهم
مانده ام غمگین ودر دل سوز غم
همچنان رویای تو اندر سرم
گو بمن آخر چه سان گردم رها
چون شده راهم ز راه تو جدا
سردهم در گریــــه ها نام ترا
وای از این ااندوه مانده در خفا
من که سوزاندم دل ویرانه را
هم دل وهم روح وهم فرزانه را
کم نشد مهرت درون این دلــم
قـلب شـــیدا هم نگوید عاقــلم
من همان دیوانه ی عـشق توام
غرقه در پیــــمانه عشق توام
اول تیرماه ۱۳۸۸
سروده ی : فـرزانه شــیدا
[ ]
+ نوشته شده در ساعت13:48 توسط فــرزانـه شـــیدا